|
|
|
|
![]() نمی خوام از اسمون چیزی برات بیارم عکستو رو قله ی هیمالیا بگذارم نمی خوام از پشت ابر ماه رو واست بچینم فقط تو خواب و رویا تو باشی در کنارم می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگمو اسان تر کنی من نمی خوام تو رویام سوار ابر ها بشم تو ارزو ی کالم باز با تو تنها بشم من نمی خوام باشعر حرفمو گفته باشم توی خیال واسه تو شب یلدا باشم من نمیخوام فکرکنی که عاشقیم یک حرفه یه کم اگر نباشی اب میشه مثل برفه دلم میخواد بدونی دلم مث یک دریاس به وسعت نگاهت عمیق وخیس و ژرفه من نمی خوام بگم که چشات خود ستارس چشات اگر نباشه ستاره بی اشارس من نمی خوام بگم که صد بار واسه تو مردم قد تموم دنیا عاشق و دل سپردم می خوام خودت حس کنی بدون طعم حرفت چه قدر تو قحطی نور لحظه هارو شمردم من نمی خوام عاشقیم مثل بقیه باشه فقط بگم فدات شوم فقط بگم عزیزم من نمی خوام با چشمام بهت بگم دیوونم من دوس دارم بگی که:نگو خودم می دونم من نمی خوام داشتنت واسه من اسون بشه نعمت با تو بودن اینجا فراوون بشه من نمی خوام گل برام بیاری پرپرکنی این شعراخریمو یک وقت از بر کنی بقیه روزای طلایی عمرتو یه وقت خدانکرده با سرزنش سرکنی می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی شاید با برق چشمات مرگمو اسونتر کنی
+
تاريخ شنبه نهم آبان 1388ساعت 13:41 نويسنده حسین
|
بچه ها عیدتون مبارک
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 22:51 نويسنده حسین
|
+
تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:53 نويسنده حسین
|
دیگه حرفی نمی مونه هر چی پل بوده شکستی چی بهت بگم عزیزم وقتی کول بارو بستی وقتی حتی دیگه چشمات گریه هامو نمیبیـــــنند وقتی که عروسکاتم پای حرفام نمیشیـــــنند واسه التماسو خواهش دیگه شاید خیلی دیره آخر قصه همیشه اون که باید بره میره داری می ری تو- نرو پیشم بمون-نرو-پیـــــــــــــــــــــــــــــــــشم بمون تکو تنها و شکسته تو سکوت سرد خونه دیگه بعد رفتن تو چیزی از من نمیمونه نمیگم بی تو میمیرم چون میدونم که میدونی نمیگم بمون کنارم چون میدونم نمیمونی واسه یک لحظه چشاتو از مسیر جاده بردار تو چشای من نگاه کن بعد بگو...بعد بگو.....خدانگهدار .
+
تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 0:43 نويسنده حسین
|
یه شعله شکسته یه شمع رو به بادمخسته از این زمونه فریاد گریه دارمشده فضای سینه سیه چو روزگارماز همه دل بریدم دل به کسی ندادمعاشق شدم به چشمــاتدادم دلو به رویــا رفتیو پا گذاشتی به سادگی روی حرفــامبا یاد تو همیشه عمرم تموم نمیــشه (تموم زندگیمو به چشمای تو دادم عمری به پات نشستم دل به کسی ندادم منتظرم یه روزی تو باشی در کنارم)
+
تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 18:0 نويسنده حسین
|
سلام دوستان... امروز خبر دار شدم یکی از دوستام که مشکل قلبی داشت فوت کرده. خوب امروز یعنی روز تولدمه و این خبر واسم خیلی سنگین بود
+
تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 22:8 نويسنده حسین
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سلام حسین جون گفتم میام جبران میکنم حالا اومدم تا جبران کنم!!! حسین جون تــــولـــدت مــــــــــــــــــــــــــــــــبـارک ایشالله سال خوبیو داشته باشیییییییییییییی هر چند به پای خوبیایی که تو در حقم کردی نمیرسه
اینم کیک تولدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت با یه عالمه کادو ![]() امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت موفق باشی
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
+
تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 0:4 نويسنده حسین
|
آغوشتو به غیر من به روی هیچکی با نکن منو از ایـــــن دلخوشیو آرامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشقو خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پــــــر میکشم منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو منو به آتیـــش می کشه نوازش دستای تو آدته ترکـــم نمی شه فقط تو آغوش خودم دقدقهاتو جا بزار به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روحو جسمـــــو تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن من
+
تاريخ شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 0:56 نويسنده حسین
|
پـــرنده قشنـــگی بودو پر زد
رفیق روز تنـــگی بودو پر زد
خیال کردم دلش دنبال عشقه
پی خوش آبو رنگی بودو پر زد
اگه سکه دو رو داره اسیر دسته بازار نه عشقیه تو کارش نه مهری داره بازارش
تو که سکه نبودی یار بودی
به ظاهر عاشقو غمخوار بودی
منو گمراه کردی وااااااای بر من
توهم افسون گرو مکار بودی
خیال کردم که تو فصل بهارم
بهارو یارو قلب بیقرارم
خیال کردم که تو قلبه بهشتم
از این بهتر نمی شه سرنوشتم
پرنده رفتو گل پژمردو دل مرد
پرنده رفتو عشقو با خودش برد
چطور پنهون می کردی از من اون روتو
چطور پنهون می کردی عطر گیسوتو
منی که عطر گیسوتو به یک دنیـــا نمی دادم
چی شد من آقبت از چشم مشتاق تو افتادم
اگه سکه دو رو داره اسیر دسته بازار نه عشقیه تو کارش نه مهری داره بازارش
+
تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:35 نويسنده حسین
|
سلام بچه ها خوبین ؟؟؟؟ این آپ مخصوص دوسته خوبمه که خیلی دوسش دارم !!!! آومدم تبریک بهش بگم آخه تولدوشه خوب عروسک خوشگل تــــــولدت مــبــــــارک خیلی دوست داشتم !! انشالله جشن تولد صد سالگیت خوب بیاید بچه ها هم صدا این شعرو بخونیم تا عروسک شمعارو فــوت کنه تولد..تولد..تولدت مبارک..مبارک..مبارک..تولدت مبارک..بیا شمعارو فــوت کن که صد سال زنده باشی. تولــــــــــــــــــــــــدت مبــــــــــــــــــــــارک عزیزم.....
بچه ها کیکم اومدددددددددددددددددددددددددد!!!!!!!!!
+
تاريخ شنبه دهم مرداد 1388ساعت 0:33 نويسنده حسین
|
|
|